زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

من قلمی هستم از تبار زبرجد / چشم به راهِ تراشِ عترت طوبی

آخرین مطالب
  • ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۰ برکت
محبوب ترین مطالب
  • ۰۶ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۷ ب ی ا

وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ

بسم الله

یادم نیست کِی بود حتی یادم نیست دقیقاً کجا بودم به گمانم مثل روزهای قبل پرسه می زدم در خیابان هایی که بوی تو را می دهند، می خواستم از روزهای بدون تو بنویسم، می خواستم جای خالی ات را شرح دهم که نشد، که نتوانستم!

دلم می خواست بنویسم هر روز سر میز صبحانه وقتی صندلی خالی ات را جلویم می بینم چه رعشه ای می افتد به جانم و چایی ام می ریزد و دستم توان لقمه گرفتن ندارد!

دلم می خواست بنویسم هر روز چند هزار بار گوشی ام را بی هیچ دلیلی چک می کنم و دیوانه وار در صندوق پیام ها و لیست تماس هایم به دنبال اسم تو می گردم!

دلم می خواست بنویسم که جایت میان زندگی ام خیلی خیلی خالیست!

اما چه کنم که حجم نبودنت در واژه ها نمی گنجد!

و حجم دوست داشتنم!

می دانی مهربانم همه ی خوشی هایم را با نبودنت سیاه کرده ای!

اصلاً تو که نباشی خوشی ها همه ناخوشی اند!

تصدقت بروم! مراقب خودت باش، مبادا دوباره زانوهایت درد بگیرد، مبادا دوباره سرما بخوری، مبادا خستگی وجودت را فرسوده کند! من به فدای خستگی هایت!

خوب ترینِ من! جایت در تک تک لحظه هایم خالی ست، در بیداری هایم، در خواب هایم، در خلوتم، در جمع هایم......

مهربانِ من ب ی ا

۹۴/۱۱/۱۶
زبرجد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">