زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

من قلمی هستم از تبار زبرجد / چشم به راهِ تراشِ عترت طوبی

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۰۶ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۷ ب ی ا

اوی من

جمعه, ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۸ ق.ظ

بسم الله

چون خردسالی که مادرش را گم کرده باشد،

یا هم چون پیرمرد کشاورزی که همه ی دار و ندارش یک تکه زمین باشد و ملخ ها همه ی محصولش را خورده باشند،

چشم دوخته ام به دوردست ها به انتهای افق، و دل خوش کرده ام به آمدنت!

بغض می کند.... همان پیرمرد کشاورز را می گویم!

ما شبیه همیم، زندگی از دست داده ایم!

همه ی من!

کجایی که این قدر نیستی؟

۹۵/۰۴/۱۸
زبرجد

نظرات  (۴)

کجایی که اینقدر نیستی...؟!
پاسخ:
ملیکا :(((
۱۸ تیر ۹۵ ، ۰۵:۳۵ محمدباقر قنبری نصرآبادی
تعابیر قشنگی به کار بردید!
پاسخ:
ممنونم قشنگ می خونید :)
۱۸ تیر ۹۵ ، ۰۶:۳۵ پسر انسان
ان الله مع الصابرین...
پاسخ:
به شرطی که ما از صابرین باشیم.....
کجایی که انقدر نیستی؟...
پاسخ:
:((((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">