زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

من قلمی هستم از تبار زبرجد / چشم به راهِ تراشِ عترت طوبی

آخرین مطالب
  • ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۰ برکت
محبوب ترین مطالب
  • ۰۶ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۷ ب ی ا

کس نیست واقف این همه راز نهفته را

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۱ ب.ظ

بسم الله

عطش دارم ... مرا به کافه ای ببر که گل گاوزبانش را با آب باران دم کند ... لیموی تازه هم بریزد که خوشرنگ باشد و دوتا خرما هم بگذارد پای سینی ... دلم ضعف می رود ... مرا به رستورانی ببر که قزل آلایش را با قاف ننویسد ... دلم غزل می خواهد ... آن هم غزلی که تو با حوصله تیغ هایش را دربیاوری...

دلم شهر کتاب می خواهد ... شهری که کتاب هایش حرف بزنند ... چشم هایم ، تنهایی حوصله ی خواندن ندارند اما دلم کتاب می خواهد ... دلم برای همه ی هزارو یک شب تنگ شده ... برای قصه هایی که نیمه کاره ماند ... برای شهرزادی که هنوز قصه  داشت ...

دلم خیلی چیزها می خواهد ... سال هاست از آرزوی داشتن ساعت زمان دست برداشته ام ؛ حالا آرزوهای کوچک تری دارم ... دلم ساعت مچی تو را می خواهد که ببندم به دستم ... می دانم آن وقت زمان بی هیچ مقاومتی ، برای چند ثانیه به عقب برمی گردد ... دلم شیشه خالی عطر تو را می خواهد ... همان که خبر نداری شیشه ی شراب سیاه است و تمام که می شود نمی دانی هنوز تمام نشده ... هوا صاف است ... بیا دفتر شعرمان را برداریم و بزنیم به دل کویر ... هیچ وقت نشد ستاره ها را بشماریم ... هیچ وقت ...


۹۶/۰۴/۲۴
زبرجد

نظرات  (۲)

۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۷:۵۰ مداد مغزی
متن خوبی بود
پاسخ:
سلام
سپاس
قطعا خوب خوندید :))
در وبلاگ شما عقاید پوپولیستى مشاهده میشود.
پاسخ:
:))))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">