زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

زبرجد

قالَ لاتَخافا إنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَریٰ

من قلمی هستم از تبار زبرجد / چشم به راهِ تراشِ عترت طوبی

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۰۶ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۷ ب ی ا

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

بسم‌الله

شب قبل رو تقریباً نخوابیدم، سرفه مجال نمی‌داد...

ساعت ۶ و نیم مادر بیدارم کرد، گفتم امروز می‌خوام یه کم بیشتر بخوابم.

۷ و نیم بیدار شدم، مثل یه هفته‌ی گذشته با سرفه.

یه چای‌عسل و یه پیمونه از شربت زهر‌ماری که دکتر تجویز کرده بود خوردم.

تلخ بود... مثل خیلی چیزا... اما رهاش کردم و رفتم لباسامو اتو کردم.

از پنجره اتاق یه نگاه به بیرون انداختم هوا ابری بود.

آخ اگه بارون بزنه....

حاضر شدم و اومدم تو حیاط؛ بارون میومد... یه بارونِ نم‌نمِ ریز....

تقریباً همه‌ی مسیر رو سرفه کردم،

رسیدم ولیعصر، شیشه‌ی ماشینو دادم پائین، باید ریه‌ها رو پر کرد از  هوای اردی‌بهشتی ولیعصر....

رسیدم کوبابا... بالکن‌ش بوی بیروت می‌ده.... نشستم تو بالکن‌ش، داشت ترکی استانبولی می‌خوند. اما تو این بالکن فقط #لِبیروت باید بخونه. چه بد‌سلیقه‌ن عوامل رستوران....

باز سرفه اومد سراغم.... هوای سرد‌ از پنجره کناری می‌خورد به پهلو‌هام...

با خودم گفتم کاش مریض‌تر نشم....

.

.

هدیه اومد... اومد که خاک‌بر‌سر کنیم غم ایّام رو...

راستی یادم باشه دفعه‌ی بعد بهش بگم حیفه وقت‌مون رو صرف حرف زدن در مورد یه سری موارد کنیم.

آره حیفه... حیفه روح‌مون.... حیفه حال خوب‌مون... حیفه خیلی چیزا...

زبرجد
۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۵۲ ۰ نظر

بسم‌الله

حضرت ولی‌نعمت!

یه دختر وسط برجای تهران،

دلش برا نسیمِ خنکِ حجره‌های صحن آزادی شما تنگ شده....

می‌شنوید مگه نه؟

زبرجد
۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۵ ۲ نظر

بسم‌الله

کانسپت برکت برای من همیشه حس امید رو داشته.

حتی حالا که تقریباً همه‌چی‌م بی‌برکت شده.

بی‌توفیقی یا بی‌همتی؟ بی‌ایمانی یا سختی‌ناپذیری؟ تلقین یا حقیقت؟ امید یا نا‌امیدی؟

مدت‌هاست که این واژه‌ها توی مغزم جا‌خوش کردن، هر روز بهشون فکر می‌کنم، اتفاقات روزمره رو یاد‌آوری می‌کنم، بعدش رزولوشن‌هام رو مرور می‌کنم.

و چقدر هر‌بار تفاوت "‌جایی که باید باشم‌" با "‌جایی که هستم‌" بیشتر تو ذوق می‌زنه...

مع‌الاسف هر‌‌چی هم بیشتر فکر می‌کنم، کمتر به نتیجه می‌رسم.

اما به نظرم بین همه‌ی این واژه‌ها یک مفهوم مشترک هست؛ #بی_برکتی

برکت از روزام رفته و این تلخ‌ترین اتفاقی هستش که می‌تونه بیفته.

اما انسان به امید زنده‌ست... به صبر... به توکل...

من می‌دونم یک روزی همه‌ی این‌ها جبران می‌شه. امید دارم... امیدِ روزای خوب...

.

.

وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ

فقط به دست خودت، نه هیچ‌کس دیگر


زبرجد
۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۰ ۰ نظر